تبليغاتX
یادداشتهای پراکنده سعید میرزایی

یادداشتهای پراکنده سعید میرزایی

ما هم رفتنی شدیم. کاش می‌شد نرفت‌ !
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 8:1  توسط سعید میرزایی  | 

عزیزی منتظر چیزی است. نتیجه تفالی به حافظ بیت زیر است:

 گفتم که خواجه کی به سر حجله می‌رود

                                               گفت آن زمان که مشتری و مه قران کنند.


اصطلاح نجومی قران که امروز بیشتر مقارنه گفته می‌شودٰ، نزدیکی دو جرم سماوی است.

جستجو در اینترنت برای پیدا کردن زمان این مقارنه معلوم کرد که امشب و فرداشب این مقارنه صورت خواهد گرفت.

http://www.nightsky.ir/content/view/1342/83/

با اين حساب امروز و فردا بايد ببينيم حضرت چقدر سر به سر ما گذاشته !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 22:9  توسط سعید میرزایی  | 

مطالعه زبانهای مختلف بعضا سوالهای جالبی را مطرح می‌کند. تشابه بین زبانهای بسیار دور از هم در دوران بسیار دور با ارتباطات اندکٰ، احتمال اینکه این تشابهات به صورت مستقل ایجاد شده باشند را مطرح می‌کند.

من یکی دو مثال را در ذکر می کنم.

در فارسی واژه «درست» مشتق از سمت راست در مقابل سمت چپ است. در آلمانی واژه "Richtig" به معنی درست، از وازه "Rechts" به معنی سمت راست مشتق شده است. در فرانسه نیز واژه "droit"  معنی حق و سمت راست را همزمان دارند. در عقاید ما نیز نامه به صالحین به دست راستشان داده می‌شود.

به عنوان مثال دیگر در زبان فارسی عبارت «گرگ و میش» نشان از زمان آغاز غروب،‌وقتی که گرگ را نمی‌توان از میش تشخیص داد. در فرانسه نیز عبارت "Entre chien et  loup"  یا بین گرگ و سگ معنی مشابهی را داراست.

تشابهاتی از این دست، نشاندهنده شاید نشاندهنده روند تکامل زبانی مشترک بین اقوام دور از هم باشد.

اگر کسی از دوستان نمونه‌های مشابهی را می‌شناسد، با ذکر آنها منتی بر من گذاشته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 22:7  توسط سعید میرزایی  | 

هر روز صبح که تو بزرگراه اشرفی اصفهانی یک کم پایین تر از همت، درست بالای چراغ قرمز نزدیک ساختمان تیراژه رد میشم، یک غلط دستور زبانی پانزده متری، اعصابم رو خورد می کنه. یک همچین چیزی:


آگهیهای مسافرت مجله فلان را خوانده و جایزه بگیرید !


واقعا غلطه یا من بیخود اعصابم خورد میشه ؟



+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 23:0  توسط سعید میرزایی  | 

کتاب تعبیر خواب فروید را دارم شروع می کنم. یک کم ضخیمه ولی ارزش خوندن داره.  کتاب "خانواده، دولت و مالکیت خصوصی" اثر فردریش انگلس، چند صفحه اش بیشتر نمونده. باید سراغ بقیه Evolutionary Psycology هم که دو سه بخشش رو خوندم و بقیه اش رو نیمه کار رها کردم، هم باید برم. چقدر کار !
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 0:22  توسط سعید میرزایی  | 

امروز سومین کیک پرتقالی زندگیم رو هم درست کردم. از روی کتاب آشپزی رزا منتظمی. نصیحت اینکه اگر خواستید سفیده تخم مرغ را بزنید تا سفت شه، اطمینان پیدا کنید که سفیده مورد بحث، ناخالصی نداشته باشه. نکته دوم اینکه از آب پرتقال تازه توش استفاده کنید. مزه اش بهتر میشه! هنوز که تلفات نداده !

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 21:45  توسط سعید میرزایی  | 

به تازگی کتاب «وقتی نیچه گریست» رو خوندم. اسم انگلیسی کتاب “When Nietzsche Wept” است. محشره ! خیلی عالیه. کتاب، هدیه روز تولدم از طرف برادرم بود. تو این کتاب، در قالب یک داستان تخیلی بسیاری از تفکرات فلسفی نیچه  و اصول روان درمانی فروید تبیین میشه. برخی از واقعیتهای تاریخی و نامه های رد و بدل شده واقعی بین شخصیتهای واقعی در خط سیر تخیلی داستان استفاده شده.

داستان از جایی شروع میشه که زن جوان و زیبایی از دکتر بایر که از دکترهای معروف شهر وینه می خواهد که دوست فیلسوفش رو که قصد  خودکشی داره معالجه کنه. دوست فیلسوف که همون نیچه خودمونه، اما علاقه ای به معالجه شدن نداره. با ترفندی به بهانه معالجه مشکلات فیزیکی، نیچه رو به مطب می کشونن. اما فیلسوف باهوش دم به تله نمی ده تا جاییکه دکتر بایر از نیچه می خواهد که جاشون رو عوض کنن و نیچه مشکلات روانی بایر رو حل کنه. فروید که دوست خانوادگی و شاگرد بایره هم  از دور دستی بر آتش داره و در مقاطع مختلف اظهار نظر می کنه.

این کتاب برای کسایی که به فلسفه و روانشناسی علاقندن، به شدت توصیه میشه.

الان کتاب «منشاء خانواده، مالکیت خصوصی و دولتی» رو دست گرفتم. اگه چیز جالبی بود یک پست‏ راجع بهش می­نویسم

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 22:18  توسط سعید میرزایی  | 

نا امیدی بهایی است که انسان برای خودآگاهی باید بپردازد

فردریش نیچه

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 9:44  توسط سعید میرزایی  | 

پنج شنبه مطابق برنامه تلسکوپ رو کول کردیم و راه افتادیم. مشکل اول حمل و نقلش بود.

قبلش یک چشمی شش میلیمتری UltraWide خریدم به مبلغ پنجاه هزار تومن. با توجه به فاصله کانونی دویست میلیمتری تلسکوپ، بزرگنمایی ۲۰۰ رو می‌تونیم با این چشمی داشته باشیم. مشکل بعدی باطری لپ تاپ بود. یک اینورتر ساده سیصد واتی حدود سی دو دو هزار تومن قیمت داشت که فعلا از خیرش گذشتم.

 جعبه خودش توی صندوق عقب جا نمی‌شه و تنها روی صندلی عقب جا می‌گیره که در این حالت کس دیگه‌ای نمی‌تونه روی صندلهای عقب بشینه. در نهایت با گذشت از خیر جعبه مقوایی و حجیم خودش، تلسکوپ را لحاف پیچ کردیم و در صندوق عقب یک جوری جاش دادیم.

تو جاده قم، توی بیابون کنار یکی از ای مراکز بین راهی وایسادیم. ستاره‌ها اون طور که وسط کویر هستند نبودند ولی به اندازه‌ای که خوراک برای رصد داشته باشیم، ستاره تو آسمون بود.

اولین چیزی که رصد کریم، سیاره مشتری به همراه چهار قمرش بود. مثل زحل نبود ولی خیلی خوشگل بود. سه ردیف از خطهای روی سیاره قابل تفکیک بود.

چیز دیگه‌ای که دیدیم، خوشه پروین بود که البته برای رصد احتیاجی به تلسکوپ نداره. یعنی تلسکوپ تو کوچکترین بزرگنمایی اش میره بین فضای سیارات و نمیشه باهاش طرح کلی زیبای خوشه پروین رو دید.

بعدش سعی کردیم که کهشکشانهای M31  و M32 رو توی صورت فلکی آندرو مدا پیدا کنم. که دیگه حوالی ساعت یازده شب شده بود و صورت فلکی آندرومدا درست بالای سرمون بود. با توجه به اینکه توان مانور دادن تلسکوپ تو این زاویه خیلی کمه و باید لا به لای سیارات به دقت دنبالش گشت، موفق به پیدا کردنش نشدیم و موند برای دفعه بعد.

بچه‌ها هم یک کم نگاه کردن ولی فکر کنم که چیز زیادی دستگیرشون نشد. بیشترش رو خواب بودن.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 11:11  توسط سعید میرزایی  | 

خدا بخواهد، فردا پس فردا، تلسکوپم عیال رو کول می‌کنیم و میریم یکی از بیابونهای اطراف، ستاره بینی. فقط یک فکری باید به حال باربند برای حمل تلسکوپ و باطری لپ تاپ بکنم. اگه کسی پایه است، بسم ا...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 5:4  توسط سعید میرزایی  |